ارغوان چه رنگی ست؟ ...

 
اين نوشته به هيچ عنوان سياسی نيست!

     ابراهيم حاتمی کيا مرد بزرگ تاريخ سينمای ايران که شايد توانم نباشد در ابراز و توصيف آثار زيبای او سخنی بگويم، بارها و بارها همه ی ما را در دوراهی سوال برانگيز و پر ابهام، متحير و وادار به تفکر نموده است. همچون کاشتن بذر ترديد نارَسی در عمق مان که کدام درست می گويند! و «آژانس شيشه ای» را به حق می توان اوج آن ناميد. بذری که در اکثر فيلمهايش کوير تفکرمان را دگرگون می کند تا جور ديگر ببينيم، جور ديگر بيانديشيم و در قضاوت مردد بمانيم. او اين بار تصميم دارد تا نه تنها در فيلم بلکه در دنيای برون هم تفکر و اعتقادش را عملی کند.  

 زمزمه بروز مشكلات براى «به رنگ ارغوان» از همان زمان ارائه فيلم به دفتر جشنواره شنيده مى شد اما همه چيز روزهای گذشته شكل قطعى به خودش گرفت. زمانى كه حاتمى كيا در واكنش به خبرها و شايعات در نامه اى سرگشاده به وزير اطلاعات با تائيد بروز مشكل براى «به رنگ ارغوان» درددل گونه اى خطاب به على يونسى نوشت:

«اجازه دهيد شما را برادر خطاب كنم، جناب آقاى يونسى وزير محترم دولت خاتمى، شما در آن دعوت، با سلام آغاز كردين. حافظ گشودين و اين بيت آمد و خوانديد كه؛ ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم...  و با غم، شكوه آغاز كردين. هر جا با عقل و استدلال امنيتى سخن گفتيد، نفهميدم؛ ولى هر جا با دل سخن گفتيد با جان دل گرفتم. دانستم كه به نمايندگى از شاكيان دل شكسته «ياران سايه سبز» سخن مى گويى. برادرم، به غم شما و يارانتان احترام قائلم؛ همان گونه كه شما به نيت من احترام قائل بوديد. اجازه دهيد شهادت نامه آن نشست را رسا بخوانم.

شهادت مى دهم كه اجازه داديد به رنگ ارغوان به رغم ميل باطنى تان به نمايش درآيد بى آنكه ثانيه اى حذف شود و من قادر بودم جلسه را با همين توافق ترك كنم و فيلم در جشنواره شركت كند، ولى من برنخاستم چرا كه با دلم آمده بودم و دل هنوز آرام نبود.

برادرم؛ بدانيد من و شما از يك قبيله ايم، اگر چه تلاشمان در دو ساحت مختلف قرار دارد. ما عيانيم و آشكار و شما به زعم من در سايه ايد و ناپيدا. به قول شهيد آوينى: ”من در بوستان عافيت طلبى، شكرخورى و شكرشكنى نمى كنم“. بر ما رواست كه آزمون و خطا كنيم و من اين ماموريت را از پيرمان به دست خط عشق حواله گرفته ام. شايد به رنگ ارغوان گل سرخ خاردارى باشد كه دل ياران را ريش كرده است، ولى شما مى دانيد كه من نيتى جز تقديم گل نداشتم. شهادت مى دهم كه به عنوان پدر معنوى به رنگ ارغوان با ميل و خواست شخصى خودم فيلم را از شركت در جشنواره فجر محروم مى كنم.

مى گويم محروميت و اين سخت و دردناك است. مى دانم كه شما نيز همچون من از اينكه حاصل يك سال زحمت اهالى هنر در دولت هنردوست خاتمى چنين سرنوشتى پيدا كرده است، متاسف هستيد. با اطمينان و با صداى رسا مى گويم كه اجازه به هيچ خناسى نخواهم داد كه اين رود ارادت را بركه اى ساكن تصور كند كه مى تواند ماهيان نامشروع خود را پرورش و صيد كند. من و يارانم منتظر روزى خواهيم بود كه به رنگ ارغوان در فضايى صرفاً فرهنگى به همراه شما و يارانتان، در منظر نگاه مخاطبان اصلى آن قرار گيرد.»

فضای ترديد و پر ابهام ”آژانس شيشه ای“ برای شما هم تکرار شد؟!  شما نظرتون چيه؟!

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
سيما

ياد حرفای جعفر پناهی افتادم وقتی که برای اولين بار فيلم "طلای سرخ" در ايران نمايش داده شد (در آمفی تئاتر دانشگاه) و صحبتهاش .... اين قصه های تکراری حالا حالاها سر دراز دارند ...